زمان دیگر آن رودخانهی آرام و مستقلی نیست که نیوتن تصور میکرد؛ زمان در دنیای امروز، «مادهی خامِ» قدرت و ثروت است. وقتی از ارتباط زمان با سیاست حرف میزنیم، در واقع از لایههای انضباطی سخن میگوییم که میشل فوکو بهخوبی آن را ترسیم کرده است: زمانِ نیوتنی، با آن ریتم یکنواخت و مکانیکیاش، ابزاری شد تا حکومتها بدنِ انسان را در مدرسه، کارخانه و پادگان قطعهبندی و مهار کنند. این «زمانِ بیرنگ» همان بسترِ تولدِ سرمایهداری است؛ جایی که برای اولین بار، عمرِ انسان به «ساعتِ کاری» تبدیل و به بازار عرضه شد. در این پارادایم، همانطور که ماکس وبر در اخلاق پروتستانی تحلیل میکند، «وقتشناسی» نه یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای انباشتِ سرمایه و اعتبار شد.
در این اپیزود سعی داشتهام نشان دهم در طول تاریخ، مفهوم زمان چگونه تحول پیدا کرده و این تحولات چگونه زندگی سیاسی و اقتصادی ما را تحت تاثیر قرار دادهاند. همچنین بگویم که چگونه میتوان با درک بهتر از آنچه که امروز ما به عنوان زمان در نظر میگیریم، میتوان آینده جهان را پیشبینی کرد و برنامهریزی بهتری در زمینههای مختلف سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی و سرمایهگذاری داشت.
متن برای مطالعه بیشتر:
تاثیر خلق زمان در تحلیل گردش سرمایهداری
BRAND_USER
2 هفته پیشبا سلام و تشکر از زحمات شما در تهیه این پادکست به نظر می رسه مطالب ارایه شده در انتها خصوصا اشاره به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ و لصل شهود برنولی تا حدودی مبهم و ناقص توضیح داده شده است.اصل برنولی را بیشتر در مورد رابطه فشار و سرعت سیالات می شناسیم.
مالکیت یکی از بدیهیترین مفاهیم زندگی روزمره به...
هوش مصنوعی،...
اپوخه یعنی ایستادن میان دیدن و داوری؛ یعنی آن ل...
جهان چیزی جز روایت نیست؛ رشتهای از معناها که م...
در این اپیزود از «فینسوف» به پرسشی بنیادین میپ...
در این اپیزود از فینسوف، به سراغ یکی از بنیادی...
کار، برخلاف آنچه نظامهای سرمایهداری و ایدئولو...
در طول تاریخ هر زمان که تورم ایجاد شده است، بهر...
«دلار پول ماست اما مشکل شماست» این جمله معروفی ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است